ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 44

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تاريخ رشيدى را به عهده بگيرد ، اما در ژوئن 1879 زمانى كه در برمه خدمت مىكرد ، در گذشت ، و افسوس كه لغتنامه را ناتمام گذاشت « 1 » . چند سال بعد براى پيدا كردن نسخه‌اى از آن تلاش خود را آغاز كردم ، به اين اميد كه با كمك منشيان محلى ، ترجمهء مفيد و مؤثرى از آن به انگليسى فراهم آورم ، هرچند كه اين ترجمه به هيچوجه عالمانه نباشد . اگرچه هرجا و هر زمان كه توانستم از ياوران بومى خود استفاده كردم ، اما متنى از آن آماده ارائه نبود ، و تنها در 1893 هنگام مراجعت به انگلستان بود كه در ميان نسخ خطى با ترجمهء ناتمام آقاى ارسكين آشنا شدم . ابتدا گمان داشتم با پر كردن شكاف‌هاى اين سند و اصلاح اسامى و غيره ، ترجمه‌اى حاصل خواهد شد كه براى تكميل و انتشار اثر ، با نام آقاى ارسكين كفايت خواهد كرد . اما به زودى معلوم شد كه محتواى نسخه خطى ، تنها بخشى از متن اصلى را دربرگرفته و در مواردى آن‌چنان خلاصه است كه به هيچوجه نمىتوان كلمه « ترجمه » را در مورد آن به كار برد . همچنين آشكار گشت كه صرف‌نظر از حذفيات متعدد - بعضى مفصل ، بعضى مختصر - منتخباتى از ظفرنامهء شرف الدين على يزدى كه متضمن نقل سرگذشت دوران تيمور در بخش اول تاريخ رشيدى است ، به كلى كنار گذاشته شده ؛ در عين حال بعضى از يادداشت‌هاى حواشى نشان مىداد كه آقاى ارسكين در موارد متعددى ، از منظور مؤلف مطمئن نبوده است . با توجه به اين كيفيات ، راهى به جز تهيه يك ترجمه جديد باقى نمىماند . بنابراين در تنها مركزى كه مىشد در آنجا اطلاعاتى راجع به اثر اصلى ميرزا حيدر را پيدا كرد ، به جستجو پرداختم . دكتر چارلزريو در تكميل فهرست نسخ خطى شرقى ، در موزه بريتانيا ، تاريخ رشيدى را تماما بررسى كرده و محتواى آن را تشريح كرده بود ، وى

--> ( 1 ) . اجازه مىخواهم در اينجا اظهار كنم كه از زمان تكميل ترجمه حاضر ، و در حقيقت ، در خلال چند هفته آخر ، مورد لطف كاپيتان يانگهازبند ( dnabsuh gnuoy . e . f ) و ديگر رفقاى آقاى شاو بوده‌ام كه وقت خود را صرف بررسى مقالاتى نمودند كه از وى باقى مانده بود . از جملهء اين‌ها منتخبات منتشر نشده‌اى از تاريخ رشيدى ، همچنين بخش‌هاى اكملى از يك اثر ناياب تركى ، موسوم به تذكره خواجگان بود كه دنبالهء تاريخ ميرزا حيدر را - از نقطه نظر ترتيب سنين وقايع - تشكيل مىدهد . از قرار معلوم آقاى شاو قصد داشته بدوا ترجمه‌هايى از اثر اخير را طبع و نشر نمايد ، اما ظاهرا بخش‌هايى از تاريخ رشيدى را به عنوان تنها زمينه تحقيق اوليه جهت يك ترجمه اكمل ، در فرصت‌هاى آينده ، در نظر داشته است .